![]() |
![]() |
|
| همه چیز |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 14:20 توسط صبا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 16:57 توسط صبا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 16:51 توسط صبا |
|
Happy valentine day
روز ولنتاين مصادف است با 25 بهمن ماه(14 فوريه) كه روز عشق و محبت ناميده شده است. در اين روز دختر ها و پسر ها به هم هديه مي دهند تا عشق و محبت خود را به هم ثابت كنند البته اين هدايا فقط بين جوانها رد و بدل نميشود و در سرتاسر دنيا انسانها اين هدايا را به آنهايي كه خيلي دوستشان دارند هم مي دهند. هداياي اين روز عبارتند از: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك.
جالب است اين ها را هم بدانيد كه ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود و هم چنين ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند. معمولا براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج مي روند و رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است.
هويت ولنتاين مبهم است. در كل 3 روايت در رابطه با ولنتاين نقل گرديده است : *ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد. *در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند. *روايت ديگر حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد اعدام شد. خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: از طرف ولنتاين تو. اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود. جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند! برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد. اگر در اين روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد. اين همه از ولنتاين گفتيم اما از روز اسپندارمزد نگفتيم. اين روز در 29 بهمن ماه جشن گرفته مي شد و روز بزرگداشت ايزد اسپندارمزد يا همان فرشته نگهبان زن است . در اين روز زمام امور به دست زنان مي افتاد و گاه ديده مي شد كه شاه در معيت همسران خود در انظار عمومي ظاهر مي شده است. در اين روز زنان به خواستگاري مرد دلخواه خود مي رفتند و از او تقاضاي ازدواج مي كردند و مردان نيز به همسر يا معشوق خود هديه و گل مي دادند، به همين دليل اين روز را روز عشق نيز ناميده اند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 16:51 توسط صبا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:50 توسط صبا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:46 توسط صبا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:46 توسط صبا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:45 توسط صبا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:45 توسط صبا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:45 توسط صبا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:45 توسط صبا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:44 توسط صبا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:43 توسط صبا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:34 توسط صبا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:39 توسط صبا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:38 توسط صبا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 9:17 توسط صبا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 9:12 توسط صبا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 9:11 توسط صبا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم دی 1387ساعت 15:33 توسط صبا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:13 توسط صبا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:10 توسط صبا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:9 توسط صبا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:4 توسط صبا |
|
|
دوستت دارم ، دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:25 توسط صبا |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
ببین قلبم چه جوری واسه نظرات می زنه..... پس نظر بده تا بیشتر بشه....... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:23 توسط صبا |
|
|
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو ازاون كه عاشقــــت بود بشنو اين التماس رو ــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــ ـــــــ ــ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:20 توسط صبا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 10:34 توسط صبا |
|
|
سر تو بزار رو شونه هام خوابت بگیره / جا خالی میدم بخوری زمین حالت بگیره اگه كسی بهت گفت: آخرین نرخ مهریه دختران : ۱۳۸۶ لیتر بنزین برندگان اسکار بنزین من ترانه 1000 لیتر بنزین دارم - رستگاری قبل از ساعت 12 امشب - رایحه خوش بنزین - ب مثل بنزین -علی بنزینی - بنزینی ها - بازی بنزین - مرد بنزینی - پسر بنزین فروش - دو کارت با یک بنزین- بنزین فصل- می خواهم بنزین بزنم! - دیشب بنزین زدم آیدا- سفر به پمپ بنزین- بازگشت بنزین- از میدون تا پمپ بنزین- دزدان بنزین- سالهای سهمیه بندی با اجرای طرح سهمیه بندی سوخت گیری در بازی نید فور اسپید بدون ارائه ی کارت هوشمند سوخت ممنوع شد در راستای طرح سهمیه بندی بنزین ایران خودرو در یک طرح ظربتی تعداد محدودی الاغ را به فروش میرساند :
قوانین استفاده از خر به جای خودرو : دوست دختر غضنفر بهش میگه: اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه.غضنفر میگه:اینقدر پلک نزن،صدات قطع و وصل میشه غضنفر در خونش رو رنگ می کنه بچه هاش گم میشن. جدیدترین جمله های عاشقانه: تو رو از کارت سوختم هم بیشتر دوست دارم حاضرم لیتر لیتر بنزینم رو به پات بریزم لاستیک دلمو با میخ نگاهت پنچر نکن در کویر دلم تو تنها شتری اي پيتزاي عشقم! همبرگر قلبم! کباب زندگيم و اسپاگتي افکارم! بي تو فلافلم دل من مثل يه بركه است كه تو تنها قورباغه ي اونی
چه میکنه اینسهمیه بندی بنزین |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 11:48 توسط صبا |
|
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمي دم که مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفاي کسي گوش کني بهم بگو ... قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري حتما خبرم کن قول نمي دم که ازت بخوام بموني اما مي تونم باهات بمونم اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري از من نشد سري بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم .
تو در من آن تب گرمي كه آبم ميكند كم كم, نگاهت نيز چون مستي خرابم ميكند كم كم, منم آن كهنه ديواري به جا از قلعه هاي سنگ كه باد و آفتاب آخر خرابم ميكند كم كم.
تو ومن باهم ميشيم ما مابا هم ميشيم يه دريا عشق ما عشق زميني تپشش خيلي قديمي دريا طوفانش زياده اما قلبم طاقت دوري نداره تو بيا بامن يكي شو تا باز آسمون بباره ابر آسمون تو شبها جلوي ماهو مي گيره اما باز از پشت ابرا مهتابو دلم مي بينه نور مهتاب يه اميده واسه ديدنت دوباره ديدن دوباره تو روح تازه ي بهاره تو برام يه آشيونه توبرام يه تكيه گاهي تو عروس شهر عشقي .
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 11:42 توسط صبا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ منه .خوشحال می شم دوباره بهم سر بزنید .راستی نظر یادتون نره.
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|